تبليغاتX
 عمو و مهربوني هاش

شبه لیله الرغائب

            به نام خدای مهربون

        View Full Size Image

سلام به  عموییییییییییییییییییییی که دلم براش

یه ذره اس.

یه سلامم به دختر عموییییییییییییییییییییییی های

گلم  .امشب لیله الرغائبه ما میریم مسجد من

این شب رو خیلی دوست دارم خییییییییلییییی!

                  اللهم عجل لولیک الفرج

من هر سال اینقدرآرزو دارم که دعای بالا رو یادم

میره اما امسال دیگه نباید یادم بره!!!

من قبل از اینکه یکی از ارزو هامو از خدا بخوام

یعنی به زبون بیارم اونو بهم داد حالا من دارم از

خجالت میمیرم!!!بنده گناه میکنه اونوقت خدا . . .

بگم چیه؟ کار با بچه ها! همه فینگیلی ان!مربی

ژیمناستیکشون شدم .فکر کن!خودم بینشون گم

میشم اما خدا رو شکر زود یاد میگیرن!اصلا نمیتونم

دعواشون کنم واسه همین از سرو کولم میرن بالا

البته نه در اون حد که کلاس از دستم بره!!!!خلاصه

تازه فهمیدم عمو چه حالی بهش دست میده وقتی

با بچه ها صحبت میکنه.وایییییییی قربونشون برم دلم

براشون تنگه!!از یه تشویقه کوچولو دله کوچولوشون

چنان شاد میشه که چند لحظه به صورتش که مثه یه

غنچه میشکفه خیره میشمView Full Size Image و با صدای ازه ازه(همون

اجازه!)برمیگردم سر کارم!خلاصه  نمیدونم چه جوری

به خدا بگم شکر!!!اصلا اینقدر ذوق زده شدم که نمیتونم

چیزی بگم!

ما مردیم از انتظار  چرا عمو نمیاااااااااااااااااااااااد؟View Full Size Image

عمو تو رو خدا بیا دیگه بابام ازم پرسید:راستی چرا

عمو پورنگ نگاه نمیکنی؟! داغه دلم تازه شد! گفتم یه

ماه بیشتره که برنامه نداره.

اینم ببینید بخندید!!!View Full Size Image

التماس دعا دختر عمو ها! 


 

نوشته شده توسط ژاله در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 19:34 موضوع | لینک ثابت


کنکور تموم شد...

 به نام خدای خوب و مهربون

الهی آدم لحظه ای تو ندید خاکی شد  من لحظه ای تو دیدم افلاکی شدم

الهی هر شادی که بی یاد توست اندوه است و هر اندوه که با یاد توست شادی است

الهی اگر نیستی پس چرا مستم   اگر هستی پس چرا پستم.

(الهی نامه)

سلام عمو جونView Full Size Image  سلام دختر عمو های نازم

تموم شد به همین سادگی به همین خوشمزگی!

کی میگه کنکور وحشتناکه؟

کی میگه سخته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخیش!تموم شد..............View Full Size Image

از تک تکتون واسه دعا هاتون ممنونم واقعا بدونه

دعای شما

نمیتونستم با این آرامش برم سر جلسه آزمون

.View Full Size Image

برگشتن صباح عزیز رو هخم تبریک میگم دلم خیلی تنگ

شده بود.....

الان همش عذاب وجدان دارم فکر میکنم باید بازم درس بخونم!

وقت میبره تا به حالت طبیعی برگردم یکی از دسته گلای کنکورم

ناراحتی معده ام بود!به همه توصیه میکنم:

 با استرس غذا نخوریدView Full Size Image

یادش بخیر وقتی خسته میشدم به خودم انرژی میدادم میگفتم آخ

جون امروز عمو برنامه داره اونوقت خواب از سرم میپرید و

تا شروع شدن برنامه عمو جون درس میخوندم!!!

بابام وقتی قیافه ی خندونه منو بعد از کنکور دید کلی خوشحال

شد تا اومدم خونه خوابم برد..چند ساعت بعد با صدای بابا بیدار

شدم که میگفت:خب اینم کنکورش حالا دو روز مرخصی میگیرم

که هم کتابشو چاپ کنیم هم عمو پورنگشو ببینه!وای من فکر کردم

دیگه یادش رفته ..همچنان خودمو به خواب زدم که مثلا من نشنیدم!

خوب شدم از ذوق چشمامو باز نکردم !!!

حالا اگه خدا بخواد 28 تیر میریم تهران بعد شنبه اگه عمو برنامه

زنده داشت میریم جام جم این دفه فکر کنم بار آخرم باشه که عمو رو

از نزدیک میبینم واسه همین کلی نامه میخوام بنویسم..هر چی خدا بخواد

!نمیدونم چی پیش میاد رفتنمون  بستگی به برنامه عمو جون داره...

دوستون دارم از اینجا تاااااااااااااااااااااااااااااا بهشت!

              دست علی یارتون             خدانگهدارتون


 

نوشته شده توسط ژاله در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 23:39 موضوع | لینک ثابت


و باز هم انتظار....

به نام خدای مهربون

 

با چشمایی پر از اشک مینویسم..

 

نمیدونم چی بگم تا وقتی عمو بیاد کلی دلمون تنگ میشه با

 

خودم فکر میکردم حداقل بچه های بزرگتر که ما باشیم باید

 

بتونیم حرفای عمو رو قبول کنیمو مثله کوچیکترا بی قراری

 

 نکنیم اما حالا که وقتش رسید دیدم هیچ فرقی نداره دلم از

 

همین الان واسه عمو تنگه..خدا نگهدارش باشه ان شاالله

 

بچه ها دیدین عمو چقدر تلاش کرد دلمونو بدست بیاره تا زیاد

 

غصه نخوریم هیچ وقت نشنیده بودم عمو اینجوری قربون

 

صدقه بره وقتی گفت فداتون شم دلم ریخت عمو هم دلش

 

تنگه عمو هم ناراحته اما چه میشه کرد .....

 

چه خداحافظیه سختی بود دیدین عمو مثله همیشه جلو دوربین

 

نموند و زود رفت الهی بمیرم عمو ی ما چقدر احساساتیه بدتر

 

 از خودمون. برنامه امروز خیلی شاد بود اما از اول همش

 

اشک ریختم دسته خودم نبود .اخی دیدین دلداریمون داد و

 

گفت ایام مهم میاد؟ خیلی خبر خوبی بود.من پست قبلیمو

 

حذف کردم چون مطمئن شدم عمو با پخش زنده برمیگرده شما

 

 هم دیگه نگران نباشین. عمو جون خییییییییلیییییییییییییییییی

 

دلم تنگ میشه عموییی دوست دارم زود برگرد دلمون طاقت

 

 دوریتو نداره...وقتی عمو گفت :عمو که برادرزاده هاشو

 

فراموش نمیکنه کلی گریه کردم اخه حرفه دله ما رو زد....

 

          دست علی یارتون خدانگهدارتون

 

تو قلبه ما می مونه                  امید دیدارتون

 


 

نوشته شده توسط ژاله در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 18:14 موضوع | لینک ثابت


روز معلم برمعلم بچه های ایران مبارک باد

به نام..

          همونکه مهربونه دلش با دلمونه

 

                            خودش دوره ولی تو یادمونه    

 

سلااااااااااااااااااام.تعجب کردین؟اره بابا منم زنده ام منم نفس

 

میکشم منم عمو رو  نگاه میکنم!!!!!!!اگه گفتین واسه چی تو این

 

موقعیت که یک ماه و نیم بیشتر به کنکور نمونده  اومدم اپ

 

کنم؟؟؟بلهههههههههههههه!

 

روز معلم!

 

سلاممممممممم عمویییییییی نازم خوبین؟عمو روزت مبارک.....

تقدیم به آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت عمویییی گلم:

 

آنکه را کردگار کرد عزیز        نتواند زمانه خوار کند

 

عمو جون با تموم وجودم میگم شما بهترین معلمم بودین و هستین

 

 خیلی دوستون دارم نمیگم تاکجا  چون تا نداره بی نهایته.............

 

عموی مهربونم عموی صادقم دلم خیلی خیلی براتون تنگ شده

 

دارم لحظه شماری میکنم که تیر ماه برسه و منو دوستمو بابام بیاره

 

 پیشه شما عمو جون الهی همیشه سلامت باشین نمیدونین این

 

روزا چقدر بهم روحیه میدین.............

 

عمو دیشب خوابتونو دیدم امیر محمدم بود دلم بیشتر تنگ شد!

 

 عمو جون انشاالله عاقبت به خیر بشین ان شاالله همیشه عموی

 

ماهه ما بمونین عموییییییییییییییییی التماسه دعا دارم خیلی زیاد

 

اخه دیگه چیزی نمونده تا کنکور........

 

دوستای گلم تکو توک! وبلاگاتونو سعی کردم بخونم همیشه به

 

 یادتونم این ماهه اخری خیلی دعام کنین!بعضیا هم که خودشون

 

میدونن ! دیگه نبینم وبلاگشونو حذف کننا! راستی این روزا به نظرم

 

برنامه ی عمویییییییی یه جور دیگه شده خیلی تحت تاثیر قرار میگیرم

 

 وقتی عمویی توی برنامه مثله خودش میشه!مثله خودش که هست

 

منظورم حالو هواشه.حرفای دلش حرفایی که مثله اب چشمه زلالن

 

واسه همین به دل میشینه...........

 

چند کلوم با دختر عمو های گلم:

 

رامینا جان اومدم وبلاگت خاطره اتو تا اخر خوندم قسمت نبود واسه

 

 چهارمین بار عمو رو ببینم اشکال نداره به جاش تو به ارزوت

 

رسیدی منم کلی ذوق کردم.سحر گلم زهرا جون(جعفر ازادگان)

 

فکرنکنین نیومدم .اومدم اما فرصته نظر دادن نداشتم عالی بود

 

مصاحبه عمو رو ندیده بودم ممنون که نوشتین.پریسا جان وقت

 

کردی سر بزن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!سولماز جون اره دوستی تا نداره! خیلی

 

 قشنگ بود..شیما دلم برات یه ذره شده کجایی؟!

 

           عمویی روزت مبارک

 

      دختر عموهاااااااااااااااا دوستون دارم التماس دعا

 

               تا روز نهم تیر ماه خدا نگهدار

 


 

نوشته شده توسط ژاله در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 0:7 موضوع | لینک ثابت


سال نو مبارک

                      به نام خدای مهربون 

           

سلام عمویییییییییییییییییییییی دلم خیلییییییییی تنگ شده

سلام دوستای نازم بلاخره یه فرصتی گیر آوردم تا بیامو واسه

عید اپ کنم.

فقط چند روز دیگه مونده! غصه نخورین که عمو رو توی این

چند روز نمی بینین به این فکر کنین که عمو بعد از مدتها

یه نفس راحت میکشه اونوقت با انرژی میاد و برنامه های شاد شاد شاد عید رو اجرا میکنه........

منم توی این 13 روز باید بکوب! درس بخونم فقط یه ساعت

بیکارم اونم فقط و فقط و فقط واسه دیدنه برنامه ی عمو جونه

سر سفره هفت سین یادتون نر واسه عمو دعا کنین!!!!!!!!!!11111

اینو هویجوری گفتم چون میدونم تک تکتون قبل از اینکه واسه

خودتون دعا کنین یاد عمو میافتین..........

خوش به حال اونایی که سال تحویل توی حرم امام رضا هستن(سولماز اگه رفتی ما رو فراموش نکنی!)پارسال برای اولین بار لحظه سال تحویل توی حرم بودیم خیلی قشنگ بود همه مردم با هم دیگه دعا میخوندن اگه اشتباه نکنم داشتیم دعای فرج میخوندیم که سال تحویل شد اولین سالی بود که اون لحظه به جای خندیدن و شادی مثله بقیه اشک میریختم .یادش بخیر کاش امسالم میشد برم اما به خاطر کنکور نمیتونم...

دوستای نازم پیشاپیش عید رو بهتون تبریک میگم سر سفره هفت سین همتونو دعا میکنم.

راستی امسال از عمو چی یاد گرفتین؟

مهربونی؟ خوشرویی؟ نه        نه   اینا که همیشه بوده

چیزی که امسال یاد گرفتین چی بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بیاین بگین تا اگه عمو خوند خوشحال بشه .باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

((چیزی که من امسال از عمو یادگرفتم صبر بود))

چند کلام با عمو:        

عموی مهربونم سال نو تون مبارک امسال خیلی دلم میخواست بیامو مثله عید ساله قبل با دیدنتون دلتنگی هامو فراموش کنم اما متاسفانه نمیشه.سر سفره هفت سین وقتی همه ی برادرزاده هاتونو دعا کردین اون آخرش واسه منم دعا کنین تا به هدفم برسمو کنکور قبول بشم.عموی مهربونم سر دیگ سمنوی امسالم واستون شمع روشن کردم تا تهش سوخت ان شاالله به ارزوهاتون برسین و عاقبت به خیر بشین.

دست علی یارتون                     خدانگهدارتون


 

نوشته شده توسط ژاله در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 14:20 موضوع | لینک ثابت


عید غدیر مبارکککککککککککککککک

                                                 به نام خدای مهربون

سلام عموی صادقمسلام دوستای مهربونم

امشب اومدم یه اپ کنم تااااااااااااااااااا ۲۵ دی ماه که امتحانات ترم تموم بشه

از تابستون واسه کنکور دارم درس میخونم فکر میکنین خسته شدم؟ 

دوست دارم زودتر تموم شه؟ نه ! باورتون میشه بهترین سال تحصیلی ام 

امساله؟ دوستای گلم پیشاپیش عید غدیر رو بهتون تبریک میگم مامانم سید هستش

هر سال معمولا عید میافتاد روز ۵شنبه  یا جمعه اما امسال شنبه اس 

میدونین چرا نارحتم؟ اخه من فقط ۵ شنبه و جمعه ها سیدم مثله عمو و

خیلی از بچه های دیگه!!!

نمیدونین این روزا با چه بدبختی عمو رو نگاه میکنم وقتی از مدرسه میام

خونه مثه میت میافتم روزایی که عمو برنامه داره  به هر شکلی شده بیدار

می مونم یا میگم مامانم بیدارم کنه اما چشمتون روز بد نبینه دقیقا سر

برنامه خوابم میبره و یهو با صدای شعر های عمو از خواب میپرم میبینم ۱۰

دیقه گذشته  بعد چشمامو به زور باز نگه میدارم تا حداقل بقیه اشو ببینم

خلاصه توی دلم مونده سلام عمو رو بشنوم

راستی این شعر مهمونی چقدر نازه نه؟ من که خیلیییییییی دوسش دارم

دست خانوم قاسم نیا و اقای صدری و عموجون و فرشته کوچولو درد نکنه!

دوستای نازم فقط ۵ ماه دیگه به کنکورم مونده سر نمازتون منو فراموش

نکنین  خیلییییییییییییییی دعام کنین .من روبه روی میزم یه جمله نوشتم که

خیلی بهش اعتقاد دارم مینویسمش شما هم حفظش کنین:

همیشه قوی ترین ها و سریع ترین ها پیروز نمیشوند پیروز کسی است که

فکر میکند پیروز میشود.

ارزو میکنم همه بعد از امتحاناتمون بیایم و از شاگرد اول شدنمون بنویسیم

                                           ( ( ان شاالله) )

                 ان شاالله همگی از علممون به خدای مهربون برسیم

دوستای نازم همتونو حتی اونایی رو که خیلی وقته پیشم نیومدن رو به

خاطرم دارم امکان نداره فراموشتون کنم چون خییییییلییییی دوستون دارم

چون تک تکتون دختر عمو های گلم هستین

بچه ها دعام کنین تا سال دیگه این روزا رفته باشم حج دانشجویی

                            عید تون مباااااااااااااارکککککککک

 دست علی یارتون          

                               خدانگهدارتون 

                                         تو قلبه من می مونه 

                                                                       امید دیدارتون

 

 


 

نوشته شده توسط ژاله در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 23:59 موضوع | لینک ثابت


روز جهانی کودک مبارک

                   به نام خدای مهربون

سلااااااااااااااااااام

روز کودک مبارک

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بلاخره روزی که منتظرش بودیم رسید

حالا عمو میاد و تا غروب برنامه اجرا میکنه ما هم از خدا خواسته دفتر و کتابا رو میذاریم کنار

امروز صبح امتحان قلم چی داشتم توی حیاط منتظر بودیم تا در حوزه رو باز کنن که داداشم(شوهر استاد کونگ فوم!) تماس گرفت و روز جهانی کودک رو بهم تبریک گفت نمیدونین چه حالی کردم وقتی اول صبحی این تبریک رو شنیدم بعدشم ابجیمو(خود استادم)  دوستام تبریک گفتنمنم به همشون تبریک گفتم اخه نی نی درونه همشون زنده اس

 عموی مهربونم روزت مبارک

پیشاپیش به عمو خسته نباشید میگم اخه امروز خیلی خسته میشه!

راستی یادتونه گفتم یه طرح واسه جشنواره خوارزمی دادم؟(کتاب کودک)

توی استان اول شد البته با دعای شما

دست علی یارتون     خدانگهدارتون

                ((التماس دعا))

 


 

نوشته شده توسط ژاله در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 14:18 موضوع | لینک ثابت


سلام برگشتن عمو رو به همتون تبریک میگم.هوراااااااااااااااااا

                                      به نام خدای مهربون

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عمو جون سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستای گلم .چطورین؟ دلم برای تک تکتون یه ذره شده بود . خیلییییییییییییییییییییی خوشحالم که امروز بعد از دو ماه تونستم بیام.

خیلی خوشحالم که عمو برگشته کاش میتونستم بیام نت و عضو بشم ولی وقت ندارمدوستای خوشگل و مهربونم واقعا ممنونم از این همه لطفتونراستی یه خبر:من

توی مسابقات کونگ فوی تهران مقام  اول رو اوردم

هوراااااااااااااااااااااااااااااااا

از اول مهر تا حالا فقط برنامه ی عمو رو نگاه کردم هر

 وقت خسته بودم عمو مثله همیشه بهم انرژی داده.

ببخشید که نتونستم به قولم عمل کنم الانم نمیتونم

چون تند تند دارم اینا رو مینویسم که برم سر درس و

مشقم

عمو جون عموی مهربونم ازت خیلی ممنونم که با برگشتنت دل همه ی ما رو شاد کردی

دوستای نازم شیما پریسا سحر فاطمه عسل سولماز شیوا  زهرا ووووووووووووووو....قربونتون  برم بخدا دلم

واستون یه ذره شده اما نمیتونم بیام نت واسم دعا کنین من دارم تلاشمو میکنم

امیدوارم تیر ماه سال اینده بتونم عکسای جدید از عمو براتون بذارم

   (( گر رنج پیش اید و گر راحت ای حکیم

                  نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند))

عموی مهربونم دوستای نازم خیلی زیاد دوستون دارم

                     التماس دعا

               دست علی یارتون       خدانگهدارتون     تو قلب من می مونه     امید دیدارتون


 

نوشته شده توسط ژاله در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 ساعت 17:11 موضوع | لینک ثابت


خاطره سوم رو چون حالتون گرفته اس الان نمینویسم

                      به نام خدای مهربون

سلام عموی خوب و صادقمنماز و روزه اتون قبول باشه ان شاالله

سلام دوستای گلم میدونم این روزا حال و روز خوبی ندارین همه ناراحتیم که عمو دست نوشت رو اپدیت نمیکنه اما من ناامید نیستم عمو مهربونه برمیگرده مگه نه؟

میخواستم سومین خاطره امو بنویسم دیدم هیشکی دل دماغ نداره گفتم ولش کن فقط عکساشو میذارم

من و مامانم و بابام سیزدهم فروردین رفتیم  پیش عمو یادش بخیر خانوم پاکروان مهربونم  هم بود

 

قبلش رفته بودیم قم و مشهد عمو جون و بابام منم اونطرف واستادم!امیر محمدم بود اما متاسفانه فیلمی که ازش  گرفته بودم پاک شدمهمترین چیزی که از این دیدار میتونم بنویسم اینه که عمو بازم خییییییییییییییییییلییییییییییییییییی سفارش کرد که:

اگه میخواین ما از شما راضی باشیم فقط حرف پدر و مادر! حرف پدر و مادرتو حتما گوش کن!

اقای اقاجانزاده مهربون رو هم که همیشه  فقط صداشونو  توی برنامه میشنیدم رو  دیدم .

حالا دلم برای همشون تنگ شده واسه عمو ـ اقای اقاجانزاده ـ خانوم پاکروان عزیزم ـ امیرمحمد نازم

هر وقت عمو دست نوشت رو اپ کرد منم با انرژی میام و خاطره امو مینویسم خوبه؟

  خدایا عموی ما رو سالم نگه دار و کاری کن که هر چه زودتر برگرده

و همیشه از ما راضی باشه

راستی همونطور که میدونین من امسال کنکور دارم پس نمیتونم زود به زود بیام و اپ کنم ممکنه ماهی یه بار دو ماه یه بار و.. بیام ولی مطمئن باشین هیچوقت فراموشتون نمیکنم  امیدوارم وقتی ماه به ماه میام ببینم که شما هم فراموشم نکردین. از بچه هایی که شماره ی منو دارن خواهش میکنم هر وقت اتفاق مهمی افتاد منو خبردار کنن که بیام و از غافله عقب نمونمدوستای گلم با تک تکتون خاطره دارم به نوشته هاتون  به حال و هوا تون عادت کردم برام سخته که ماه به ماه مطالبتونو نخونم ولی چیکار میشه کرد کنکور کنکور با کسی هم شوخی ندارهعمو جون ان شاالله همیشه سلامت باشی

                      دست علی یارتون   

                                       خدانگهدارتون

                                                        تو قلبه ما می مونه

                                                                        امید دیدارتون


 

نوشته شده توسط ژاله در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت 14:13 موضوع | لینک ثابت


خاطره ماه رمضون پارسال با عمو جون

                                   به نام خدای مهربون

سلام عموی مهربونمسلام دوستای خوبمو سلام ماه قشنگ و پر برکت رمضون

باورم نمیشه فردا پیشوازهچقدر زود گذشت نه؟!!!امروز میخوام شادترین و غم انگیز ترین خاطره ی ماه رمضون پارسالم رو براتون بنویسم.

یادش بخیر قبل از اینکه ماه رمضون بشه کلی نامه واسه عمو نوشتم و خواستم که توی این ماه عزیز امیر محمد مداحی کنه اخه مداحی امیر محمد خییییییییلییییییییی قشنگه وقتی میخونه دلم یه جوری میشه ...صدای بچه ها به دل میشینه

خلاصه گذشت و گذشت تا اینکه ماه رمضون شد ولی عمو اعلام کرد که توی اون یک ماه برنامه یه ساعت زودتر پخش میشه وایییییییییی یعنی بچه هایی که بعد از ظهری میشدن نمیتونستن  عمو رو ببینن چند روز که گذشت و من صبحی شدم با خیال راحت برنامه رو میدیدماگه یادتون باشه امیر محمد اخرای برنامه مداحی میکرد البته بعضی موقع ها واییییییییی من خیلی خوشحال شدم نمیدونم عمو نامه ام رو خونده بود یا نه ولی مهم این بود که به خواسته ام رسیدمامیدوارم امسالم اینکار رو بکنن

شبهای قدر همه یه حال دیگه داشتن  یادتونه عمو چقدررررررررررررررررر دلش میخواست توی مراسم شرکت کنه اما به خاطر  بچه هایی که تا میدیدنش دورش جمع میشدن نمیتونست ؟!چقدر با حسرت درباره ی اون شبا صحبت میکرددلم میخواست عمو هم بتونه بره مسجد اما مگه میشد؟ادما توی این شبا حسابی گریه میکنن  و تا صبح توی مسجد می مونن دعای توسل  و دعای جوشن کبیر  رو با هم  یک صدا  از عمق وجودشون میخونن همه با هم! اما عموی مهربون ما باید تنها بشینه توی خونه و این کار خیلی سختیه کاش بچه ها و خانواده هاشون  حداقل این چند روز اگه عمو رو دیدن نرن پیشش بذارن تنها باشه برای خودش باشه  اگه واقعا دوسش دارن  و میخوان که ببیننش برن جام جم اخه چرا یه لحظه خودشونو جای عمو نمیذارن؟!!!شبهای قدر زیبا ترین و بهترین خاطره برای من  بود و  موقع قران سر گرفتن اون جا که به امام جواد(ع) رسیدیم واسه عمو دعا کردم میدونم توی این خاطره همه ی ما بچه ها با هم مشترکیم اگه واسه خودمون دعا نکنیم عمو مونو فراموش نمیکنیم

فکر کنم اواسط ماه رمضون بودکه از سیمای نوجوان با من تماس گرفتن و گفتن که توی مسابقه ماه و مهرشرکت کنم

خیلی خوشحال بودم وقتی باهام تماس گرفتن سفره ی افطاری پهن بود و همه دور هم بودیم و من مسابقه رو بردم به این فکر میکردم که عمو داره برنامه رو میبینه یا داره فیلمای بعد افطار رو نگاه میکنه

کلا ماه رمضون پارسال خییییلییییییییییییی قشنگ بود عمو  قبل افطار که میومد ضعف و تشنگی رو فراموش میکردم عمو با زبونه روزه برنامه اجرا میکرد چقدر هم زیبا اجرا میکرد

                       امیدوارم امسال کلی خاطره ی خوب از ماه رمضون داشته باشیم

                و یه بار دیگه احساس پاکی از گناه رو بعد از مراسم شبهای قدر احساس کنیم

  و امیدوارم بچه ها بذارن عمو به ارزوش برسه و یه شبم که شده بره مسجد ان شاالله

   خیلی خیلی دوستتون دارم . واسه سلامتی عمو جون و همه بچه های ایران یه صلوات:

                                       اللهم صل علی محمد وال محمدو عجل فرجهم

                                           عمو ی مهربونم و دوستای گلم

             دست علی یارتون     خدانگهدارتون    تو قلب ما می مونه         امید دیدارتون


 

نوشته شده توسط ژاله در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 22:2 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting